|
بازيابيشهري به نام مشهد
ساعد نیک ذات
دومين شهر بزرگ ايران و 126امين شهر بزرگ جهان، ميان سناباد و نوغان در 34كيلومتري شهر توس و روستاي پاژ، زادگاه فردوسي بزرگ كه زبانمان و ايرانيبودنمان را يادآور ميشود.
در اين ميان مردي مهربان آرميده، كه عدد هشت با نام او عجين شده و آرامگاهش،آرامشدهندهي دلهاست، او رضا است و اينجا مشهد است با بيش از 000/000/2 نفر
پر از كوچهها، مثل كوچهي سرشور، محلهها، محلهي طلاب، به قول مشهديهاميلانها مثل ميلان گاز، خيابانها. خيابان ارگ، بلوار وكيلآباد، اتوبانها، پلهاي هوايي،قطار شهري، بزرگترين ايستگاه راهآهن ايران، فرودگاه و پاركهاي زيبا و با فرهنگيبه قدمت تاريخ خراسان بزرگ. اينجا مشهد است.
يكسان سازي رسانهاي، عدم شناخت فرهنگي مسئولين شهري غيربومي ازجغرافياي فرهنگي، انساني و اجتماعي حوزهي مديريت شهري خويش. شتابزدگيدر امر مدرنيته بدون توجه به سنتها، آداب و رسوم، جغرافياي محيطي و از بينبردن آنچه از نياكان باقي مانده به اتهام كهنگي و فرسودگي يادآور سنگ نگاشتهداريوش كبير بر كوه بيستون است: از آنچه من براي آيندگان بنا نهادم حراست كنيدتا ديگران نيز از آنچه شما بنا مينهيد حراست نمايند. اينها همه بخشي از دلايلند.
حتماً نام خيابان شانزهليزه پاريس را شنيدهايد، دو رديف درخت و تعدادي ميز وصندلي در پيادهروها با كولهباري از رخدادهاي فرهنگي و تاريخي، همه در جهاناين خيابان را ميشناسند، امّا روزي كه بلوار وكيلآباد حدوداً 8 كيلومتري و رسمتوتخوريش همنشين مدرني را در كنار خود يافت و صداي چرخهاي قطار شهريرا جايگزين جويبار خويش ديد، همه فراموش كردند كه اين درختان توت و اينجادهي قديمي براي چه بنا نهاده شد و تاريخ نخريسي مدرن و كارخانهي آن نيز بهفراموشي سپرده شد. عكاسان در اين ميان چه كردند، آنان فراموش كردند جمعه پرشو و نشاط بلوار وكيلآباد را عكاسي نمايند.
در زماني كه اطراف حرم امام رضا(ع) به عنوان نوسازي تخريب ميشد و كاشيهايزرد، آبي و فيروزهاي در زير غبار تخريب براي هميشه از ديدهها پنهان ماندعكاسان، عكاسي نكردند. و روزي كه ميادين شهر كه نام روستاهايي با قدمت چندصد ساله را با خود داشتند و اجازهي عبور قطار شهري را دادند و درختهاي سپيدارو چنار آن، يكييكي بر زمين غلطيدند و اين ميادين به چهارراه مبدل گشتند، كمترعكاسي در آن اطراف ديده شد. شهرها براساس نياز زمانه در حال تغيير و تحولند،گاه اين تغييرها دلنشينند و گاهي آزاردهنده. شهرداريها فقط مسئوليت تغيير نامخيابانها، پلاكگذاري و يا تغيير فضاي محيطي و شهري را ندارند، همهي اينتحولات بايد براساس نياز و فرهنگ بومي و شرايط جغرافيايي تغيير يابد تاسلسلهي تاريخي شهر از هم گسسته نشود.
حال اين پرسش مطرح است كه شهرداري چرا نمايشگاه و جشنواره ملّي عكسمشهد را برگزار ميكند. پاسخ كاملاً مشخص است براي آنچه متعلق به ملت استبايد از واژهي زيرساخت بومي غافل نبود و اين جستجويي است براي بازيابيشهري به نام مشهد.
|