روزنامه محترم شهرآرا در صفحه 7 روزنامه دوشنبه 25 مهر 1390 و در 685 امين شماره خود صفحه كاملي را به سومين جشنواره ملي عكس مشهد اختصاص داده است.
ضمن سپاس از همكاري اين روزنامه مردمي، از زحمات جناب آقاي سيد جواد اشكذري دبير محترم سرويس فرهنگي آن جريده كمال سپاس را داريم.
بخشي از يادداشت‌ها و گفتگو‌هاي مندرج در اين شماره از روزنامه به شرح ذيل است:



من درون تک تک این عکس‌ها خاطره دارم
یادداشتي از «هادی مظفری»؛ مدير امور هنري شهرداري مشهد

بهار داشت از راه مي‌رسيد. همه در تكاپو بودند و ما بيشتر از بقيه براي آماده كردن شهر و ميهمانان بهاري‌اش.
دبير جشنواره اصرار داشت كه بايد داوري را در نيمه اسفند برگزار كنيم.گفتم نمي‌شود شب و روزمان مشغول بهار است و استقبال از او.
گفت بايد داوري را برگزار كنيم و بايد از ابتدا تا انتهاي داوري حضور داشته باشي و تمام عكس‌ها را ببيني.
پرسيدم چند عكس رسيده، گفت: چهار هزار و يكصد و هشتاد تا!
به او گفتم قبول. اما در دلم گذشت كه دقايقي در جلسه داوري مي‌نشينم، هم دل او را به دست مي‌آورم و هم به ساير كارهايم مي‌رسم. چراغ‌هاي سالن اجتماعات خانه هنرمندان خاموش بود و داوران دورادور ميز نشسته بودند. آهسته وارد سالن شدم و گوشه‌اي نشستم. در تاريكي اتاق يك نفر عكس‌ها را روي پرده عوض مي‌كرد و داوران راي مي‌دادند.سكوت بر اتاق حكم‌فرما بود. عكس بعدي... عكس بعدي... عكس بعدي...
نفس درون سينه‌ام حبس شده بود. اين عكس‌ها فوق العاده‌اند. ديگر نمي‌توانستم بروم دنبال بهار. در برابر اين عكس‌ها نمي‌شد تكان بخوري.
داوران به دنبال پيدا كردن اثري تازه در دنياي بيكران عكاسي بودند و من در اشتياق قاب كردن تمام عكس‌هاي ثبت شده از كوي و كوچه‌هاي شهرم. از مردمي كه انگار در اين عكس‌ها پير نخواهند شد.
آسمان ابري شهر، وقتي گل‌هاي شمعداني منتظر بارانند. شب‌هاي مهتابي و نور نئون فروشگاه‌هايي كه صدها بار از مقابل آن‌ها عبور كرده‌ام، و خيابان‌هاي پر از دانه‌هاي معلق برف؛ وقتي كه شهر سردش مي‌شود و بخار دودكش‌ها شهر را گرم مي‌كند.
دلم مي‌خواست سكوت اتاق را بشكنم و در تاريكي سالن بگويم: آقاي داور، لطفا همه اين عكس‌ها را انتخاب كنيد. اينجا شهر من است و من درون تك تك اين عكس‌ها خاطره دارم.


كيارنگ علايي، دبير سومين جشنواره ملي عكس مشهد :
جشنواره سوم در نقطه اوج خود قرار دارد

دبير سومين جشنواره ملي عكس مشهد با بيان اينكه رشد جشنواره در دوره سوم قابل قياس با دوره‌هاي قبل نيست، گفت: معتقدم اكنون جشنواره در نقطه اوج خود قرار دارد. افزايش 30درصدي كمي در ارسال آثار و كيفيت بسيار عالي عكس‌هاي رسيده به جشنواره سوم، گواه اين مدعاست. اين مهم را از انطباق خوب آثار عكاسان بر اهداف و رويكردهاي اين جشنواره مي‌دانم. يعني عكاسان اكنون خيلي خوب مي‌دانند كه براي اين جشنواره چه عكسي بايد بگيرند و چه عكس‌هايي را نبايد بگيرند.
كيارنگ علايي در جواب اين پرسش كه چرا بايد از مشهد عكس بگيريم، خاطرنشان كرد: اين سئوال كليدي است كه از سه زاويه بايد به آن پرداخت؛ اول از زاويه ديد برگزاركننده يعني شهرداري، دوم از زاويه ديد شركت‌كننده يعني عكاس و سوم از زاويه خاستگاه تاريخي- اجتماعي اين مسئله. برگزار كننده جشنواره در پي مستند كردن شهر مشهد به صورت كاملا حرفه‌اي است و اين جشنواره، راه و بهانه‌اي براي رسيدن به اين هدف زيباست؛ اينكه در هر سال چه اتفاقات جديدي در سطح اجتماعي، فرهنگي و شهرسازي و معماري در مشهد مي‌افتد.

وي افزود: از زاويه ديد عكاسان مشهدي، اين جشنواره را بيشتر اداي دين آن‌ها نسبت به شهرشان مي‌دانم. اينكه احساس خوش يا بد خود را نسبت به گوشه و كنار اين شهر چگونه در اثر عكاسي خود نمايش دهند. اما از زاويه خاستگاه تاريخي، اجتماعي بد نيست بدانيد كه از اواسط قرن نوزدهم، كارآيي عكس به‌عنوان يك مدرك تصويري مهم به همگان معرفي شد. سازمان‌هايي شكل گرفت نظير موسسه «آليناري» در ايتاليا كه در سال 1854 بيش از 100هزار عكس از معماري و اماكن آرشيوی در اختيار پژوهشگران قرار داد. در حقيقت اين رويكرد، از عكس به عنوان يك مرجع اطلاعاتي مهم ياد مي‌كند كه مي‌تواند به عنوان حافظه تصويري يك نهاد يا يك كشور مورد استفاده قرار گيرد.
اين هنرمند در خصوص عوامل شكل‌گيري جشنواره گفت: شكل‌گيري جشنواره مشهد را بايد مديون خلاقيت و بداعت مديريت امور هنري شهرداري دانست. هادي مظفري با رويكرد خاص خودش كوشيده است توجه بايسته‌اي به تمام هنرهاي تجسمي داشته باشد. در اين ميان بهره‌گيري از عكس و توانايي‌هاي آن به عنوان يك رسانه قوي در جامعه امروز، چيزي است كه آقاي مظفري خيلي خوب در قالب طراح برگزاري جشنواره ملي عكس مشهد، پايه‌ريزي و حمايت كرده است.
علايي، جوايز اين جشنواره را با توجه به محبوبيت و مقبوليت آن در سطح كشور كافي ندانست و در ادامه گفت: جوايز اين جشنواره در حد مقدوراتمان است. در حد بودجه بسيار محدودي كه در اختيار داريم.
تعداد بخش‌ها و برگزيدگان جشنواره زياد است و به اين دليل نمي‌توان مبلغ بالايي را بابت جوايز در نظر گرفت. من تمام آرزويم اين است كه شهرداري مشهد اعتبار اين جشنواره را در حدي بالا ببرد كه ما بتوانيم به هر عكس پذيرفته شده مبلغ 700هزار ريال حق‌التاليف بدهيم. اين، كمال مطلوب من از نظر بودجه اين جشنواره است، ضمن آنكه جا دارد به اين نكته اشاره كنم كه هيچ كدام از همكاران من از آقاي مظفري، رئيس ستاد جشنواره تا مسئول تداركاتمان دستمزد واقعي خود را براي زحمات هفت، هشت ماهه خود در اين برنامه نمي‌گيرد و همه مخلصانه و عاشقانه براي اين جشنواره از خود مايه مي‌گذارند.
دبير جشنواره ملي عكس مشهد، درباره جايگاه اين جشنواره در عكاسي مشهد و مشكلات‌ آن، هم گفت: من به عنوان دبير اين جشنواره اصلا انتظار ندارم كارهايي كه براي اين جشنواره از روي عشق انجام مي‌دهم، ديده شود. به هيچ عنوان انتظار ندارم زحمات شبانه‌روزي تيم اجرايي اين جشنواره ديده شود. هرگز انتظار ندارم جامعه عكاسي مشهد قدر اين جشنواره را بداند. فقط و فقط يك خواهش دارم و آن اينكه: چوب لاي چرخ اين جشنواره نگذارند. پرده‌هاي ضخيم حسد و غيظ و جاه‌طلبي را كه جلوي چشم عده‌ زيادي از عكاسان مشهدي را گرفته، كنار بزنند و به اين فكر كنند كه ما هر كدام‌مان براي عكاسي مشهد چه وظيفه‌اي داريم و چه كرده‌ايم؟ كارنامه‌مان چيست؟ بدانند چه كساني براي پيشرفت علمي عكاسي مشهد، تلاش مي‌كنند و چه كساني از سر جاه طلبي و انحصار‌طلبي فقط در پي منافع مادي خود هستند. متاسفانه جرياني در مشهد در حال شكل‌گيري است كه با انحصارطلبي، فضاي عكاسي مشهد را تخريب مي‌كند.


افشين شاهرودي؛ داور سومين جشنواره ملي عكس مشهد:
آثار از كيفيت بسيار مطلوبي برخوردار بود

افشين شاهرودي كه سابقه عضويت در هيئت داوري دوره‌هاي گذشته جشنواره‌ را داشته، درباره كيفيت آثار در جشنواره سوم گفت: خوشبختانه فعاليت‌هاي بسيار گسترده‌اي در عرصه عكاسي مشهد و نيز خراسان رضوي انجام مي‌شود و اين هنر از جوانان علاقه‌مند بسياري برخوردار است. با همين شناختي كه از هنرمندان مشهد داشتيم، انتظار خيلي بالايي از كيفيت آثار اين جشنواره مي رفت و خوشبختانه با صراحت بايد بگويم كه همان‌طور كه فكر مي‌كرديم، آثاري رسيده از کیفیت بسيار مطلوبي برخوردار بود.
داور جشنواره سوم با بيان اينكه آثار رسيده در جشنواره سوم نسبت به دوره‌هاي قبلي، از نظر كيفي رشد داشته است، در ادامه خاطر‌نشان كرد: به نظر من درصد بالايي از كيفيت خوب عكس‌هاي اين جشنواره، بستگي به وجود سياست‌ها و درايت‌هاي دبير آن داشته است. فردي كه مورد اعتماد اهالي عكاسي مشهد است و با علاقه‌مندي و دلسوزي، فعاليت عكاسي را دنبال مي‌كند.
اين هنرمند ارزنده عكس كشور، پيرامون چشم‌انداز اين جشنواره گفت: بارها شاهد برگزاري جشنواره‌هاي بسيار بزرگي در سراسر كشور بوديم كه متاسفانه به دلايلي از حركت فرهنگي و هنري باز ایستادند كه متاسفانه نمونه‌اش را هم در مشهد مي‌توانيم ببينيم. جشنواره ملي عكس آبرنگ، رويداد بسيار سازنده و مفيدي بود كه توانسته بود عكاسان آماتور بسياري از سراسر كشور را -كه در واقع عكاسي ما به دوش اين‌ها مي‌چرخد- جذب كند اما متاسفانه بعد از مدتي تعطيل شد. حتي ما بارها شاهد تعطيلي جشنواره‌هايي بوديم كه از پشتوانه‌هاي دولتي برخوردار بوده‌اند.
مترجم كتاب «مباحثی درباره عکاسی مستند و عکاسی برای مطبوعات»، نوشته آرتور روتشتاین افزود: اميدوار هستم كه شهرداري مشهد با درك اين قضيه واقعا همت كند و روند برگزاري اين جشنواره را ادامه دهد. چون هر زمان مديران عوض شدند، برنامه‌ها و طرح‌ها هم تغيير كرده است. اگر اين جشنواره ادامه پيدا بكند به طور حتم مي‌توانم بگويم كه در آينده، داراي رويداد مستحكم و نيز تاثيرگذاري در عرصه عكاسي در كشورمان خواهيم بود. البته تحقق اين مهم مشروط بر اين است كه مديران آينده اين علاقه‌مندي و دلسوزي را داشته باشند و روند و استمرار آن را حفظ بكنند.
افشين شاهرودي درباره معيارهاي داوري در اين جشنواره گفت: در خصوص تمام آثار يك معيار كلي كه بايد در جنبه‌هاي مختلف در ارتباط با مشهد باشد، وجود داشت. اما معيارهاي جزئي‌تر در انتخاب آثار برگزيده، به شناخت داوران از عكس و عكاسي و نيز انتظارات، درك، شعور و آگاهي‌هايشان به اين عرصه بر مي‌گردد. به‌هر حال هركدام از داوران با توجه به درك و آگاهي خودشان، عكس‌هايي را انتخاب كردند و در نهايت آنچه انتخاب شد و بر روي ديوار نصب گرديد، عكس‌هايي بود كه اكثريت هيئت داوران به آن اتفاق نظر داشته‌اند.
اين هنرمند كه سابقه برگزاری نمایشگاه انفرادی در کشورهای ایران، فرانسه و آلمان و نيز شرکت در بیش از ۴۰ نمایشگاه گروهی در سطح ملی و بین‌المللی را دارد، ادامه داد: در زمان داوري، دبير جشنواره كار خوبي انجام داد، به اين ترتيب كه عكاسان علاقه‌مند كه حضورشان در جمع داوران بسيار آموزنده بود، بدون اينكه حق اظهار نظر داشته باشند، اجازه شنيدن حرف‌هاي داوران را پیدا کردند. در واقع اين حركت خود يك كلاس آموزشي براي آنان بود تا با مباحث تخصصي بيشتر آشنا شوند و از نزديك شيوه‌هاي داوري را ببينند. اين نوع آموزش به نظر من خيلي موثر واقع مي‌شود.
وي، عكاسي هر دوره‌اي را آيينه زمان خودش دانست و در ادامه گفت: اين عكس‌ها، سندهايي از واقعيت امروز مشهد هستند. به طور طبيعي مشهد مانند هر جاي دنيا در طول زمان دچار تغييرات مختلفي مي‌شود. و از جهت بافت‌هاي اجتماعي،‌ معماري، فرهنگي، پوشش مردم و نيز جنبه‌هاي اجتماعي و اقتصادي تغييرات بسياري خواهد كرد. بنابراين آثار عكاسان از شهر مشهد، به طور حتم مي‌تواند بستري را مهيا كند كه آيندگان بر اساس آن‌، بر روي موقعيت و وضعيت امروز مشهد قضاوت كنند.
داور سومين جشنواره ملي عكس مشهد در پايان افزود: طبيعتا عكس مي‌تواند به عنوان آرشيو تاريخ نام گذاشته‌ شود. اين عكس‌ها خود آرشيوي هستند كه وضعيت امروز مشهد را مي‌توانند ثبت كنند. بهترين كاري كه واقعا دست اندركاران و مسئولان فرهنگي و نيز شهري مشهد مي‌توانند انجام دهند، اين است كه بودجه‌اي را براي تحقق تشكيل موزه و مركز نگهداري عكس‌هاي مشهد اختصاص دهند. البته تا آنجايي كه من مي‌دانم، آنان به چنين طرح‌هايي فكر مي‌كنند اما بايد ديد كه به آن عمل مي‌شود يا خير؟
گفتني است، افشین شاهرودی در گروه‌های داوری بسیاری از نمایشگاه‌ها و مسابقات معتبر عکاسی ایران، در 20 سال گذشته حضوری فعال و مؤثر داشته و مدتی نیز در دانشگاه‌ها و مجامع فرهنگی به تدریس این رشته پرداخته ‌است.


چالش اصلي جشنواره؛ استقبال بی نظیر و غافلگیر کننده
يادداشتي از سیدمجتبی خاتمی؛ مدیر اجرایی جشنواره ملی عکس مشهد

در میان چندین جشنواره خوبی که در شهرهای مختلف کشور برگزار می شوند، «جشنواره ملی عکس مشهد» تلاش داشته مناسب ترین رویکرد را با توجه به نیازهای فرهنگی دومین کلانشهر مذهبی جهان، در پیش بگیرد.
در برخی شهرها، جشنواره ها با موضوعاتی عمومی و یا در ارتباط با ژانرهای مختلف عکاسی، شکل گرفته اند مثل «سیاه و سفید» رشت، «مستند اجتماعی» ماهشهر، «جوانان» ارومیه، «زمان» اراک و ...؛ در پاره ای شهرها هم، موضوع، عکاسی شهری از همان شهر است اما در بازه زمانی ِ چندروزه حضور عکاسان در آن شهر؛ مثل «فیروزه» تبریز. در اين ميان مشهد با توجه به اینکه همیشه کانون توجه مسافرت های زائران و مسافران بوده و نیز از آنجا که در این سال ها در حال پوست اندازی سریع و تغییر شکل و فضا مي‌باشد، نیاز دارد به طور مرتب و در طول سال، توسط عکاسان مختلف و با نوع نگاه ها و اندیشه های متنوع و متفاوت، نگریسته شود.
شکل تنظیم فراخوان، فعالیت دبیرخانه و برگزاری کارگاه ها و اردوها هم به گونه ای بوده که این رویکرد را پاسخگو باشد. گرچه ما برای آشنایی بیشتر عکاسان با اهداف و اولویت های جشنواره، اردوهایی را برگزار می کنیم، اما این بدان معنا نیست كه کسی که در اردوها شرکت نکرده باشد، نتواند در جشنواره حضور پیدا کند. همه آنانی که از مشهد عکاسی می کنند و عکس هایشان منطبق با مفاد فراخوان است، امکان حضور دارند. البته در دور سوم، برای آنکه از امکان حضور هدفمند عکاسان برتر کشور، بهره مندي بيشتري داشته باشيم، اردوی خاص این هنرمندان را هم داشتیم که طي آن 30 نفر از عکاسان مطرح از سراسر کشور، به مدت چهار روز میهمان ما بودند و این اتفاق بازخورد خوبی هم داشت، زیرا 40درصد از آثار راه یافته به جشنواره سوم، مربوط به همین دوستان عکاس است. در این سه دوره، کارگاه ها و اردوهای برگزار شده با استقبال بی نظیر و غافلگیر کننده چندصدنفری مواجه گردیده که همیشه، بحث کمبود جا و امکانات، به چالش اصلی ما در امور اجرایی مبدل شده است. امیدوارم جشنواره چهارم با کیفیتی به مراتب بهتر برگزار گردد.